سحرگاهان به قصد روزه داری شدم بیدار از خواب و خماری به آن هر لحظه چیزی را فزودند سُس و استیک با نان برشته کمی از این کمی از آن چشیدم درون معده ام با اندکی سیر بشد اعلام بعداز خوردن دوغ به من دادند با یک دانه لیمو برای اهل خانه ناز کردم نمود م صبح تا شب استراحت کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا زدم تو رگ کمی از زولبیا هم نفهمیدم که کی آمد و کی شد به خود سازی ولی اقدام کردم به ماه روزه ده کیلو فزودم به خود سازی ولیکن کردم عادت بده توش و توانی را به« جاوید» اگرچه او شود از دم رفوزه نظرات شما عزیزان:
عکس اس ام اس و جک درباره وبلاگ موضوعات آخرین مطالب پیوندهای روزانه پيوندها
![]() نويسندگان |
|||||
![]() |